وقتی نیم ساعت فکر می کنی و یادت نمی یاد --->>> پشت کامپیوتر
وقتی نیم دقیقه هم نمیشه که یادت میاد --->>> تو دستشوئی
نتیجه گیریش استنتاجی بود یا استقرائی؟
بهش آدرس اينترنتى ميدم
ميگه www هم اولش بزنم؟
آدرسو براش spell مى کنم، ميگم double s
مى نويسه ws
پس فردا هم چون پارتى داره کار خوب و حقوق خوب و گنج خوب
اونوقت ميگن نابرده رنج گنج ميسر نمى شود
شاعر مست بوده که اينو گفته
بايد مى گفت:
ناداشته پارتى گنج ميسر نمى شود مزد آن گرفت جان برادر که ریش داشت
بعدا نوشت:
1. اين بنده خدا ترم آخر ليسانسه !!
2.تقصير اون نيست، تقصير فرهنگ ومملکتيه که ساختيم.
انتظار يعنى اونقدر براش له له بزنى و منتظر يه خبر کوچيک ازش باشى که استرس همه وجودتو بگيره و دهنت سرويس بشه
اعتراف: من منتظر منجى آخرالزمان نيستم چون دو روزه منتظر واقعى يه خبرى هستم که دارم ديوونه ميشم ولى عين خيالم نيست که منجى چرا نمياد.
کى مى دونه ماکياوليها کيان؟
پرستاره داره لاس می زنه و به دکتر مى گفت:
اونا يه سرى افراد با eq(هوش هيجانى) بالا و iq پائين هستن که زياد حرف مى زنن و از طريق کلام به موفقيت مى رسن مثل مديرها.
حيف که دکى آچار پيچ گوشتى کرده بود تو دهنم وگرنه بهش يادآورى مى کردم فاحشه ها هم احتمالا ماکياوليست هستن.
چرا هیچ بنی بشری پیدا نمیشه که لینکش کنم.
همه زدن جاده خاکی جون خودم.
نه خره
من دیوونه شدم.
نه راستم، نه چپم، نه مسلمون، نه نامسلمون، نه خوب، نه بد، نه ناراحت، نه خوشحال ....
می خوام یه آئین جدید برا خودم درست کنم.
توروخدا بذار فلسفه بخونم.
آآآآیییییی خدااااااااا
آخه آبت نبود، نونت نبود، بولینگت چی بود؟
می گم این آقا دزده همونی نبوده که تو نوجوونیش باباش بهش یاد داد که چطوری بدون بلیط استخر و سینما و ... بره؟
حالم بهم می خوره از پدرائی که توله ای برابر یا بدتر از خودشون پس میدن.
پانوشت: امروز باباهه با افتخار به پسرش شهامت می داد و می گفت که چطوری بدون بلیط بره تو استخر. اونم نه بلیط 10 هزار تومنی و 5 هزار تومنی. بلیط 600 تومنی ...
نمی دونم چرا این پستو دادم، شاید به خاطر اینکه از فکرش بیام بیرون. حالم دیگه داشت بهم می خورد.
می دونی؟
اینکه درد دندون و رفتن به دندونپزشکی چقدر عذاب آوره؟
عذاب آورتر می دونی چیه؟
اینکه بدونی یه کاری اشتباهه ولی هیچ چاره ای نداشته باشی و باید انجامش بدی.
داغونت می کنه.
این دو تا تو یه روز اتفاق افتاد.
دهن دهنم و دهن روحم سرویس شد.
فردا هم باید انجام بدم.
خداااا ....
.
.
.
.
دیروز میگفتم :
مشقهایم را خط بزن … مرا مزن
روی تخته خط بکش … گوشم را مکش
مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن
هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر
اما کنون ...
مرا بزن …
گوشم را بکش ...
جریمه بکن ...
امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان
اینو مجسم کن:
دو تا بسته شکلات نذری تعارف یه نفر می کنی.
تو: بفرمائید
اون: این چیه؟
تو: شکلاته
اون: برا چیه؟
چه حسی داری؟
انگار تازه از شکم ننه ش اومده بیرون و نمی دونه چی به چیه گوسفند...
اون باغبونه که شلنگ جابجا می کنه شعورش بیشتره.
مثل اینکه رابطه غیرمستقیمی بین سیری شکم و شعور وجود داره.
آقا این همه متفکر و فیلسوف و عالم و ....
چهار تا جوجه تو این سایت و اون سایت تو سرشون می زنن که نماز صبح چرا 2رکعته و چرا ولایت فقیه و چرا کوفت و چرا زهر مار
بی خودی سر خودشون رو گرم کردن به این چیزا.
آقا این همه متفکر و فیلسوف و عالم و ....
اونا از پس این چیزا برنیومدن شما جوجه ها آخه سر چی بحث می کنید.
حالا من سر اینکه اونا از پس این چیزا برنیومدن not responding شدم.
.
.
.
ctrl+del+alt هم فعلا همین باشه که:
پرویز پرستوئی (اندر فیلم مارمولک نشان مارمولک): راه رسیدن به خدا به اندازه تمام انسانهاست!